تبلیغات
منتظران ظهور
چهارشنبه 1 تیر 1390

همیشه انتظار

   نوشته شده توسط: امیر    

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوبار صبح ، ظهر نه غروب شد نیامدی


چهارشنبه 15 تیر 1390

یوسف زهرا

   نوشته شده توسط: امیر    

برجسته‏ترین همانندی میان یوسف زهراعلیه السلام و یوسف یعقوب‏علیه السلام، همانندی در غیبت است. امام باقرعلیه السلام به محمدبن مسلم می‏فرماید:

یا محمّد بن مسلم ان فی القائم من اهل بیت محمّدعلیهم السلام شبه من خمسة من الرسل یونس بن متی و یوسف بن یعقوب و موسی و عیسی و محمّد صلوات اللَّه علیهم... وامّا شبهه من یوسف بن یعقوب‏علیه السلام فالغیبة من خاصته و عامته و اختفائه من اخوته....

ای محمّد بن مسلم! قائم آل محمّد (عج) با پنج تن از پیامبران شباهت دارد: یونس بن متی و یوسف بن یعقوب و موسی و عیسی و محمّد صلوات اللَّه علیهم... و امّا شباهت او به یوسف در غیبت اوست از اقوام دور و نزدیک و از برادران خود....

نخستین سؤال درباره‏ی این شباهت، آن است که میان غیبت امام عصر (عج) و غیبت یوسف‏علیه السلام تفاوت فراوانی وجود دارد؛ زیرا غیبت یوسف‏علیه السلام، غیبتی است نسبی؛ یعنی هرچند او از کنعان، برادران و پدر و مادر خود غایب بود، ولی از دیدگان مصریان غایب نبود. او با مصریان، گفت و گو و رفت و آمد داشت، در حالی که غیبت حضرت مهدی (عج) غیبتی است مطلق و آن حضرت از دیدگان همگان غایب‏اند. از این رو، قیاس آن دو با یکدیگر قیاس مع الفارق است. پاسخ به این نکته، در شباهت دوم خواهد آمد.


سه شنبه 14 تیر 1390

یا قائم آل محمد(عج)

   نوشته شده توسط: امیر    

دوست دارم تو را، بیا مهدی 

ز کرم گیر دست ما، مهدی

 

به دل داغدیده عباس 

به سرشک چکیده عباس

 

به دو دست بریده عباس 

به تن خون تپیده عباس

 

دوست دارم تو را، بیا مهدی 

ز کرم گیر دست ما، مهدی

 

به رقیه و چشم خونبارش 

به رقیه و ناله زارش

 

به رقیه و جسم بیمارش 

به رقیه و شام دیدارش

 

دوست دارم تو را، بیا مهدی 

ز کرم گیر دست ما، مهدی

 

به شئونات آدمی سوگند 

به عنایات فاطمی سوگند

 

به تو جانان عالمی سوگند 

به همه هست هاشمی سوگند

 

دوست دارم تو را، بیا مهدی 

ز کرم گیر دست ما، مهدی


سه شنبه 14 تیر 1390

یا ولیعصر(عج)

   نوشته شده توسط: امیر    

به صفای دعای تو سوگند 

به گل اشکهای تو سوگند

 

دوست دارم تو را، بیا مهدی 

ز کرم گیر دست ما، مهدی

 

به قد و قامت دل آرایت 

به دو دست چو شاخ طوبایت

 

به فراخی صدر زیبایت  

به غبار کف قدمهایت

 

دوست دارم تو را، بیا مهدی 

ز کرم گیر دست ما، مهدی

 

به خم گیسوی نکو شامت 

به شکوه و نشاط ایامت

 

به همه عاشقان بی نامت 

به همه بستگان در دامت

 

دوست دارم تو را، بیا مهدی 

ز کرم گیر دست ما، مهدی

 

به شکسته دلان منتظرت 

به دل افسردگان خون جگرت

 

به همه راهیان در بدرت 

به گدایان بینوای درت

 

دوست دارم تو را، بیا مهدی 

ز کرم گیر دست ما، مهدی

 

به مقامات حضرت زهرا 

به شکوه و جلالت زهرا

 

به حیا و به عصمت زهرا 

به کبودی صورت زهرا

 

دوست دارم تو را، بیا مهدی 

ز کرم گیر دست ما، مهدی

 

به حسین و علی اکبر او 

به حسین و علی اصغر او

 

به حسین و دو دیده تر او 

به حسین به و خشک حنجر او

 

دوست دارم تو را، بیا مهدی 

ز کرم گیر دست ما، مهدی

 

به تن و جان خسته زینب 

به دل خون نشسته زینب


شنبه 11 تیر 1390

یا مهدی (عج)

   نوشته شده توسط: امیر    

به خداوندی خدا سوگند 

به نبی ختم انبیا سوگند

 

به کمالات اولیا سوگند 

به گل روی مرتضی سوگند

 

دوست دارم تو را، بیا مهدی 

ز کرم گیر دست ما، مهدی

 

به بهشت جمال نیکویت 

به سیاهی تار گیسویت

 

به نگاه دو چشم مینویت 

به کمانخانه دو ابرویت

 

دوست دارم تو را، بیا مهدی 

ز کرم گیر دست ما، مهدی

 

به مقام ولای تو سوگند 

به صفیر صدای تو سوگند


پنجشنبه 9 تیر 1390

صبح بی تو

   نوشته شده توسط: امیر    

صبح بی تو


صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد




بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد




بی تو می گویند تعطیل است کار عشقبازی




عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد




جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو




اماخاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد




خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد




عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد




روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرمای




خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد




در هوای عاشقان پر می کشد با بیقراری




آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد




ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید




آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد







مصطفی سیرت علی فر فاطمه عصمت حسن خو




هم حسین قدرت علی زهد و محمد علم مه رو




شاه جعفر فیض و کاظم حلم و هشتم قبله گیسو




هم تقی تقوا نقی بخشایش و هم عسکری مو




پادشاه عسکری طلعت نقی حشمت تقی فر




بوالحسن فرمان و موسی قدرت و تقدیر جعفر




علم باقر زهد سجاد و حسینی تاج و افسر




مجتبی حلم و رضیه عفت و صولت چو حیدر




مهدی قائم که در وی جمع اوصاف شهان شد




مصطفی اوصاف و مجلای خداوند جهان شد



امام خمینی(ره)



یکشنبه 29 خرداد 1390

شرط عاشقی

   نوشته شده توسط: امیر    

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی اش،آبله ی سختی گرفت و بستری شد.نامزد وی به عیادتش رفت ودر میان صحبت هایش از درد چشم خود نالید.بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.

مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید.موعود عروسی فرارسید.زن نگران صورت خود که آبله آن را از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود.مردم می گفتندچه خوب،عروس نازیباهمان بهتر که شوهرش نابینا باشد.

20 سال بعد از ازدواج،زن از دنیا رفت،مرد عصایش را کنار گذاشت وچشمانش را گشود.همه تعجب کردند،اما مرد گفت:من کاری جز شرط عشق به جا نیاوردم.


دوشنبه 1 فروردین 1390

علائم ظهور امام زمان (عج)

   نوشته شده توسط: امیر    

 

انواع علایم ظهور

علائم ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ به سه دسته تقسیم می شوند:

دسته اول: علائمی كه مخصوص به خود آن حضرت هستند. كه هر وقت، بر خود حضرت ظاهر شوند حضرت متوجه قیام خود شده و ظهور می فرمایند، مثل بیرون آمدن شمشیر حضرت از غلاف باز شدن پرچم و علائم دیگر.

دسته دوم: ق


دسته سوم: علائم غیر حتمی، هستند كه نشان از نزدیكی ظهور حضرت بوده و رخ دادن آنها حتمی نیست یعنی این احتمال وجود دارد كه ظهور بدون این علائم تحقق یابد و در روایات و احادیث معصومین(علیهم السلام) به آنها اشاره شده است

علائم حتمی ظهور

علائم حتمی، علائمی هستند كه پیش از ظهور حتما اتفاق خواهند افتاد. با ظهور این علائم، مردم متوجه نزدیك شدن، و به پایان رسیدن شب سیه و ظلمانی می شوند و پس از آن حضرت ظهور می فرمایند و جهان را با عدالت و حكومت خود، از ظلمها و بدیها می رهانند.
در اینجا به تبیین برخی از علائم حتمی ظهور می پردازیم :


1.دجّال:

دجال شخصی است كه در برخی روایات توصیفاتی برای او ذكر شده است مانند دجال مردی چاق،‌سرخ ‌رو، موی سر مجعّد، چشم راست او اعور، چشم او مانند دانه انگوری است كه بر روی آب قرار دارد

محل خروج دجال است كه در روایات مكآنهای مختلفی برایش نقل شده است از جمله اصفهان، خراسان، سجستان و همچنین سرنوشت دجال كه عاقبت به دست چه كسی به هلاكت می‌رسد كه در این باره روایات دو دیدگاه را مطرح می‌كنند بعضی قائلند كه به دست حضرت عیسی و بعضی به دست حضرت مهدی (عج) جهت اختصار ما در پی ذكر روایات نیستیم.


2. سفیانی:

در خصوص سفیانی دو دسته روایت داریم:
دسته اول اینكه: پیش از ظهور حضرت حجت (عج) مردی از نسل ابوسفیان خروج می كند كه مردی است ظاهرالصلاح و به ذكر خدا مشغول ولی پلید و فریبكار است و دولت عباسی را برای همیشه منقرض می كند و شیعیان زیادی را به قتل می رساند و از ظهور آن حضرت اطلاع می یابد لشگری برای كشتن آن حضرت می فرستد كه در بیابان بین مكه و مدینه در زمین فرو می روند.
دسته دوم: اینكه سفیانی جنبه توصیفی داشته باشد نه شخصی یعنی در مقابل هر مرد انقلابی و مصلح راستین یك (یا چند) سفیانی قد علم خواهند كرد.

3-سید حسنی

بر اساس احادیث و روایات، خروج سید حسنی، ‌از نشانه‌های ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ است.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: سید حسنی جوانی خوش سیماست كه از سرزمین دیلم و قزوین برای نصرت و یاری آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ قیام می‌نماید و با بانگی رسا و بیانی شیوا فریاد بر می‌آورد كه به یاری آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ برسید و از شما طلب یاری می‌كند. مردان از طالقان كه شوق شدید به جهاد دارند به او پاسخ مثبت می‌دهند

سید حسنی، پس از دوران طولانی، زمام امور مناطقی را به دست می‌گیرد و اندكی پیش از ظهور به سوی عراق وكوفه می‌رود و از دیلم و قزوین تا كوفه زمین را از لوث وجود ظالمان پاك می‌كند و سرانجام كوفه را محل اقامت خویش قرار می‌دهد؛ مدتی در كوفه اقامت می‌نمایند و سپس «خبر ظهور مهدی (عج) به ایشان می‌رسد، سید با یارانش به محضر حضرت مشرف می‌شوند و از آن حضرت مطالبه دلایل امامت و موارث انبیاء را می‌نماید.

4-قیام سید خراسانی

قیام سید خراسانی یكی از علائم و نشانه های ظهور مهدی موعود (عج) معرفی شده است و روایات زیادی در این زمینه نظیر روایت ذیل وجود دارد «خروج خراسانی،‌سفیانی و یمانی در یك سال و یك ماه و یك روز است.» و در برخی از روایات خراسانی و سفیانی به دو اسب مسابقه تشبیه شده اند كه خراسانی از مشرق و سفیانی از مغرب به طرف كوفه در حركت اند در مجموع از روایات چنین استفاده می شود كه قیام سید خراسانی از مشرق زمین آغاز و به سوی عراق به پیش می رود

در مورد صفات جسمانی سید خراسانی نیز برداشتهای متفاوت و گوناگون وجود دارد مثلاً از كلمه «فتی» كه در روایات مربوط به سید خراسانی یا حسنی ذكر شده است بعضی جوانی سنی را فهمیده و در نتیجه می گویند سید خراسانی هنگام قیامش، جوان است در حالی كه برخی دیگر جوان مردی را معنی مناسب برای آن می دانند و می گویند جوان مردی یكی از ویژگی های سید خراسانی است نه اینكه سید خراسانی هنگام قیام در سنین جوانی قرار داشته باشدیكی دیگر از صفات جسمانی سید خراسانی داشتن خال بر گونه و یا دست راست است و در تفسیر آن نیز احتمالات مختلف وجود دارد كه آیا به معنی خال معروف است و یا اینكه از ماده خلل و به معنی آسیب دیدگی و نقص است.

علائم غیر حتمی

علایم غیرحتمی، با ظهور ارتباط استلزامی ندارند، زیرا ممكن است برخی از آنها اصلا واقع نشود ولی ظهور تحقق یابد. و احتمال دارد برخی از نشانه‌ها حادث شود ولی ظهور توأم و همزمان با آنها شكل نگیرد و بدین بیان كه: این نشانه‌ها، بیانگر ظرف تحقق ظهور باشند، مانند اینكه گفته شود: نامه رسان هنگامی می‌آید كه هوا صاف باشد. منظور این است كه نامه رسان در زمان نامساعد بودن هوا نخواهد آمد، نه این كه هر وقت هوا صاف بود او می‌آید. در باب علایم ظهور نیز مراد این است كه حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ در غیر این اوضاع ظهور نخواهد فرمود، نه این كه هر وقت این اوضاع پدیدار شد،‌ حضرتش باید ظهور كند. از مباحث یاد شده بر می‌آید كه فساد و... شرط ظهور نبوده بلكه نشانه‌های ظهور هستند.

از جمله علائم غیر حتمی ظهور، گسترش و فراگیر شدن فساد می باشد.
- یكی دیگر از علائمی كه در روایات به آن اشاره و تاكید شده است، تعطیلی امر به معروف و نهی از منكر در جهان و خصوصاً در بین مسلمین می باشد

- علامت دیگر كه به عنوان علامت آخر الزمان در روایات وارد شده است، ترویج ربا خواری می باشد.

- علامت دیگر، قطع رحم می باشد. در حدیث شریفی از پیامبر وارد شده است كه «در آخر الزمان قطع رحم شایع گردیده و مردم به خاطر طعام دادن بر هم منّت گذارند، آنگاه كه بزرگترها بر كوچكترها محبت نكنند و حیای كوچكترها بسیار كم شود.»


- یكی دیگر از علائم این است كه پدران فرائض مذهبی و دینی را به فرزندان خود یاد ندهند و به فكر یادگیری فرائض الهی و مسائل دینی از ناحیه فرزندان خود نباشند. و در روایت آمده است كه پدران به این قانع هستند كه فرزندان آنها متاع ناچیزی از دنیا بدست آورند.
- و در روایتی امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ به یكی از یاران خود نشانه های ظهور را چنین برمی شمرد:


1. هرگاه دیدی كه حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند.

2. و دیدی كه: ظلم و ستم فراگیر شده است.

3. و دیدی كه: قرآن فرسوده و بدعت‌هائی از روی هوا و هوس،در مفاهیم آن آمده است.

4. و دیدی كه: دین خدا (عملاً) توخالی شده، همانند ظرفی كه آن را واژگون سازند. 5

. و دیدی كه: طرف‌داران و اهل باطل بر اهل حق پیشی گرفته‌اند.

6. و دیدی كه: كارهای بد آشكار شده و از آن نهی نمی‌شود و بدكاران بازخواست نمی‌شوند.

7. و دیدی كه: مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند.

8. و دیدی كه: افراد (به ظاهر) با ایمان سكوت كرده و سخنشان را نمی‌پذیرند.

9. و دیدی كه: شخص بدكار دروغ گوید: و كسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمی‌كند.

10. و دیدی كه: بچه‌ها، به بزرگان احترام نمی‌گذارند.

11. و دیدی كه: قطع پیوند خویشاوندی شود. 12. و دیدی كه:‌ بدكار را ستایش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد. 13. و دیدی كه: نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان می‌كنند. 14. و دیدی كه: زنان با زنان ازدواج كنند. 15. و دیدی كه: انسانها اموال خود را در غیر اطاعت خدا مصرف می‌كنند و كسی مانع نمی‌شود. 16. و دیدی كه: افراد با دیدن كار و تلاش نامناسب مؤمنین، به خدا پناه می‌برند. 17. و دیدی كه: مدّاحی دروغین از اشخاص، زیاد شود. 18. و دیدی كه: همسایه همسایه خود را اذیت می‌كند و از آن جلوگیری نمی‌شود. 19. و دیدی كه: كافر به خاطر سختی مؤمن، شاد است. 20. و دیدی كه: شراب را آشكار می‌آشامند و برای نوشیدن آن كنار هم می‌نشینند و از خداوند متعال نمی‌ترسند. 21. و دیدی كه: كسی كه امر به معروف می‌كند خوار و ذلیل است. 22. و دیدی كه: آدم بدكار در آنچه آن را خداوند دوست ندارد، نیرومند و مورد ستایش است. 23. و دیدی كه: اهل قرآن و دوستان آنها خوارند. 24. و دیدی كه: راه نیك بسته و راه بد باز است. 25. و دیدی كه: خانه كعبه تعطیل شده و به تعطیلی آن دستور داده می‌شود. 26. و دیدی كه: انسان به زبان می‌گوید ولی عمل نمی‌كند. 27. و دیدی كه: مؤمن، خوار و ذلیل شمرده می‌شود. 28. و دیدی كه: بدعت و زنا آشكار شود. 29. و دیدی كه: مردم به شهادت و گواهی ناحق اعتماد كنند. 30. و دیدی كه: حلال، حرام شود و حرام، حلال گردد. 31. و دیدی كه: دین براساس میل اشخاص معنی شود و كتاب خدا و احكام آن تعطیل گردد. 32. و دیدی كه: جرأت بر گناه آشكار شود و دیگر كسی برای انجام آن منتظر تاریكی شب نگردد. 33. و دیدی كه: مؤمن نتواند نهی از منكر كند مگر در قلبش. 34. و دیدی كه: ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد. 35. و دیدی كه: سردمداران به كافران نزدیك شوند و از نیكوكاران دور شوند. 36. و دیدی كه: والیان در قضاوت رشوه بگیرند. 37. و دیدی كه: پست‌های مهمّ والیان براساس مزایده است نه بر اساس شایستگی. 38. و دیدی كه: مردم را از روی تهمت و یا سوءظن بشكند. 39. و دیدی كه: مرد به خاطر همبستری با همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد. 40. و دیدی كه: زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهایی كه مورد خشنودی شوهر نیست انجام می‌دهد و به شوهرش خرجی می‌دهد. 41. و دیدی كه: سوگندهای دروغ به خدا بسیار گردد. 42. و دیدی كه: مشروبات الكلی بطور آشكار بدون مانع خرید و فروش می‌شود. 43. و دیدی كه: آشكار قماربازی شود. 44. و دیدی كه: مردم محترم توسط كسی كه مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند. 45. و دیدی كه: نزدیك‌ترین مردم به فرمانداران، آنانی هستند كه به ناسزاگویی به ما خانواده عصمت ـ علیهم‌السّلام ـ ستایش شوند. 46. و دیدی كه: هركس ما را دوست دارد او را دروغ‌گو خوانده و گواهی‌اش را قبول نمی‌كنند. 47. و دیدی كه: در گفتن سخن باطل و دروغ بر همدیگر رقابت كنند. 48. و دیدی كه: شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است ولی شنیدن باطل برایشان آسان است. 49. و دیدی كه: همسایه از ترس زبان به همسایه احترام می‌كند.

50. و دیدی كه: حدود الهی تعطیل شود و طبق هوا و هوس عمل شود. 51. و دیدی كه: مسجدها طلاكاری (زینت داده) شود. 52. و دیدی كه: راستگوترین مردم نزد آنها مفتریان درغگو است. 53. و دیدی كه: بدكاری آشكار شده و برای سخن‌چینی كوشش می‌شود. 54. و دیدی كه: ستم و تجاوز شایع شده است. 55. و دیدی كه: غیبت، سخن خوش آنها شود و بعضی بعض دیگر را به آن بشارت كنند. 56. و دیدی كه: صبح و جهاد برای خدا نیست. 57. و دیدی كه: سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند. 58. و دیدی كه: خرابی بیشتر از آبادی است. 59. و دیدی كه: معاش انسان از كم‌فروشی به دست می‌آید. 60. و دیدی كه: خون‌ریزی آسان گردد. 61. و دیدی كه: مرد به خاطر دنیایش ریاست می‌كند. 62. و دیدی كه: نماز را سبك شمارند. 63. و دیدی كه: انسان ثروت زیادی جمع كرده، ولی از آغاز آن تا آخر، زكاتش را نداده است. 64. و دیدی كه: قبر مرده‌ها را بشكافند و آنها را اذیت كنند.65. و دیدی كه: هرج و مرج بسیار است. 66. و دیدی كه: مرد روز خود را با مستی به شب می‌رساند، و شب خود را نیز به همین منوال به صبح برساند و هیچ اهمیّتی به برنامه مردم ندهد. 67. و دیدی كه با حیوانات آمیزش می‌شود. 68. و دیدی كه مردم به مسجد (محل نماز) می‌رود وقتی برمی‌گردد لباس در بدن ندارد، (لباس را دزدیده‌اند). 69. و دیدی كه: حیوانات همدیگر را بدرند. 70. و دیدی كه: دل‌های مردم سخت و دیدگان‌شان خشك و یاد خدا برایشان گران است. 71. و دیدی كه: بر سر كسب‌های حرام آشكار را رقابت كنند. 72. و دیدی كه: نمازخوان برای خودنمایی نماز می‌خواند. 73. و دیدی كه: فقیه برای دین خدا فقیه نمی‌آموزد و طالب حرام ستایش و احترام می‌گردد. 74. و دیدی كه: مردم در اطراف قدرتمندانند. 75. و دیدی كه: طالب حلال، مذمت و سرزنش می‌شود و طالب حرام، ستایش و احترام می‌گردد. 76. و دیدی كه: در مكه و مدینه كارهایی می‌كنند كه خدا دوست ندارد و كسی از آن جلوگیری نمی‌كنند و هیچ‌كس بین آنها و كارهای بدشان مانع نمی‌شود. 77. و دیدی كه:‌ آلات موسیقی و لهو در مدینه و مكه آشكار گردد. 78. و دیدی كه مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهی از منكر كند، ولی دیگران او را از این كار برحذر می‌دارند. 79. و دیدی كه: مردم به همدیگر نگاه می‌كنند، و از مردم بدكار پیروی نمایند. 80. و دیدی كه: راه نیك خالی و راه رونده ندارند. 81. و دیدی كه: مرده را مسخره كنند و كسی برای او اندهگین نشود. 82. و دیدی كه: سال به سال بدعت و بدی‌ها بیشتر شود. 83. و دیدی كه: مردم و جمیعت‌ها جز از سرمایه‌داران پیروی نكنند. 84. و دیدی كه: به فقیر چیزی را دهند كه برایش بخندند، ولی در راه غیر خدا ترحّم است. 85. و دیدی كه: علائم آسمانی آشكار شود و كسی از آن نگران نشود. 86. و دیدی كه: مردم مانند حیوانات در انظار یكدیگر عمل جنسی به جای می‌آورند و كسی از ترس مردم از آنها جلوگیری نمی‌كند. 87. و دیدی كه: انسان در راه غیر خدا بسیار خرج كند، ولی در راه خدا از اندك هم مضایقه دارد. 88. و دیدی كه: حقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هیچ احترام برای آنها قایل نیستند بلكه نزد فرزند از همه بدترند. 89. و دیدی كه: زنها بر مسند حكومت بنشینند و هیچ كاری جز خواسته آنها پیش نرود. 90. و دیدی كه: پسر به پدر نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرین كند و از مرگ‌شان شاد گردد. 91. و دیدی كه: اگر روزی بر مردی بگذرد، ولی او در آن گناه بزرگی مانند بدكاری، كم‌فروشی و زشتی انجام نداده ناراحت است. 92. و دیدی كه: قدرتمندان غذای عموم مردم را احتكار كنند. 93. و دیدی كه: اموال حق خویشان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ (خمس) در راه باطل تقسیم گردد و با آن قماربازی و شراب‌خواری شود. 94. و دیدی كه: به وسیله شراب بیمار را مداوا و برای بهبودی آن تجویز كنند. 95. و دیدی كه: در امر به معروف و نهی از منكر و ترك دین بی‌تفاوت و یك‌سانند. 96. و دیدی كه: سر و صدای منافقان برپا، امّا صدای حق‌طلبان خاموش است. 97. و دیدی كه: برای اذان نماز مزد می‌گیرند. 98. و دیدی كه: مسجدها پر است از كسانی كه از خدا نترسند و غیبت هم نمایند. 99. و دیدی كه: خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند.

100. و دیدی كه:‌ قاضیان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند.

101. و دیدی كه: استان‌داران از روی طمع، خائنان را امین خود قرار دهند.

102. و دیدی كه: فرمان‌روایان، میراث مستضعفان را در اختیار بدكاران از خدا بی‌خبر قرار دهند.

103. و دیدی كه: بر روی منبرها از پرهیزكاری سخن می‌گویند، ولی گویندگان آن پرهیزكار نیستند.

104. و دیدی كه: صدقه را با وساطت دیگران، بدون رضای خداوند و به خاطر درخواست مردم بدهند.

105. و دیدی كه: وقت (اول) نمازها را سبك بشمارند.

106. و دیدی كه: هم و هدف مردم شكم و شهوت‌شان است. 107. و دیدی كه: دنیا به آنها روی كرده است.

108. و دیدی كه: نشانه‌های برجسته حق ویران شده است؛

در این وقت خود را حفظ كن و از خداوند بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد

مكان ظهور

طبق روایات متواتر از طریق شیعه و سنى، كه قیام شكوه مند آن مصلح جهانى از سرزمین و از مسجد الحرام، كنار كعبه ى معظمه، آغاز خواهد شد و تعداد سیصد و سیزده تَن از اصحاب او كه فرماندهان لشكرى و كشورى آن حضرت هستند، در میان ركن و مقام، با آن حضرت بیعت مى كنند. آن گاه، تعداد دَه هزار نفر تكمیل مى شود و وجود مقدّس حضرت بقیه الله (عج) با سپاه دَه هزار نفرى، از مكّه حركت مى كنند و به اصلاح جهان مى پردازند

مفضّل از حضرت صادق(علیه السلام) مى پرسد: «اى آقاى من! حضرت مهدى (عج) از كجا و چه گونه ظهور مى كند؟». حضرت فرمودند: «اى مفضل! او به تنهایى ظهور مى كند و به تنهایى كنار كعبه مى آید و به تنهایى شب را در آن جا مى گذراند.».
در روایت دیگرى مى فرماید: «چون مهدى به در آید، به مسجدالحرام رود. رو به كعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد. دو ركعت نماز گزارد. آن گاه فریاد برآورد: «اى مردمان! منم یادگار امام و یادگار نوح و یادگار ابراهیم و یادگار اسماعیل. منم یادگار موسى و عیسى و محمد... منم صاحب قرآن و زنده كننده ى سنّت..


جمعه 27 اسفند 1389

عیددددددددددددددددد

   نوشته شده توسط: امیر    

پیشاپیش فرارسیدن عید نوروز برشما عزیزان مبارک باد.


جمعه 8 بهمن 1389

توصیفی از بهشت

   نوشته شده توسط: امیر    

پیامبراکرم(ص)ازمعراج می فرماید:

دربهشت فرشتگانی را دیدم که با خشت هایی از طلا ونقره قصری می سازند.آن ها گاهی دست از کار می کشیدند و بعد از مدتی دوباره شروع به ساختن می کردند.

از آنان پرسیدم:چرا ناگهان دست از کار می کشید؟

گفتند:وقتی مصالح ساختمانی ما تمام می شود ،دیگر نمی توانیم کار کنیم . پس منتظر می شویم تا دوباره برای ما مصالحی بفرستند.

پرسیدم:مصالح کار شما چیست؟

گفتند:هنگامی که مومنی در دنیا می گوید:((سبحان الله والحمدلله ولا اله الا الله والله اکبر))این کلمات او دراین جهان تبدیل به خشت های طلا ونقره می شود وما برای او با این خشت ها قصر می سازیم وهرگاه گفتن این کلمات را قطع کند مصالح ما نیز تمام می شود.


چهارشنبه 10 آذر 1389

غدیر

   نوشته شده توسط: امیر    

بسم الله الرحمن الرحیم

حمد و ثنای الهی

ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بی­همتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آنکه او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستوده­ای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمانهای بلند و گستراننده گستره شده­ها و فرمانروای مطلق زمینها و آسمانهاست و بی­اندازه پاک و بینهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روح­القدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزونبخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیده­ای را می­بیند، و هیچ دیده­ای را توان دیدار او نیست.

بزرگوار و بردبار و بخشنده ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

در اجرای کیفر مجرمان شتاب نمی­کند و به عذابی که در خور آنند تعجیل نمی­نماید. به اسرار نهان و به سویداء سینه­ها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر پنهانی او را به اشتباه نمی­افکند.

بر همه اشیاء، محیط و بر همه چیز، چیره و بر هر نیرویی غالب و بر هر کاری تواناست. نیست مانندی برایش و حال آن که او پدید آورنده همه موجودات است از نیستی. جاودانی که به عدل، پایدار است و خدایی جز او نیست. سرافراز و حکیم و والاتر از آنکه به دیده­ها مشهود گردد و لیکن او هر دیده­ای را در می­یابد و بر هر چیز دقیق و آگاه است.

به دیده هیچ بیننده در نیامده تا وصفش ممکن شود و احدی را از چگونگی پیدا و پنهانش آگاهی نیست مگر به همان مقدار که خود (عزّوجلّ) از خویشتن خبر داده است.

و گواهی می­دهم: او خدایی است که هستی، آکنده قداست اوست و آغازِ بی آغاز و انجام بی فرجام (همه هستی) به نور او احاطه شده است.

فرمانش بی مشورت مستشاری جاری و نافذ است و قضا و تقدیرش بی مدد همکاری، بر کائنات حکومت دارد و در تدبیر امر خلقش، هیچ نقص و بی نظمی نیست.

موجودات را بی آنکه نمونه­ای از پیش داشته باشد، ابتکار و خلقت فرمود و بدون کمک هیچ یاوری آنها را بیافرید و در این هنگامه نه او را رنجی و نه نیازی به چاره سازی بود. به ایجاد خلق اراده نموده پس خلق، خلعت هستی یافتند و (به نور وجودش) آشکار شدند. پس اوست خدایی که معبودی جز او نیست، آن (خدایی) که به صنع خود، اتقان و استواری داد و در مصنوع خود، حسن و زیبایی نهاد. دادگریست که هرگز ستم نکند و بزرگواریست که کلیه امور به او باز می­گردد.

و گواهی می­دهم اوست که هستی در برابر قدرتش فروتن و در مقابل هیبتش سر افکنده و تسلیم است.

اوست سلطان سلاطین و مالک همه ملکها و گرداننده افلاک و فرمانروای مهر و ماه که هر یک تا زمانی مقدّر در کار گردشند. اوست که چادر شب بر رخسار روز کشد و شب را در نور روز فراگیر کند که هر یک شتابان در جستجوی یکدیگرند. اوست شکننده ستمکاران و زورگویان و نابود کننده شیاطین پست و پلید.

نه او را ضدّی است و نه شریکی. یکتای بی نیاز است. نه کسی زاده اوست و نه او زاده کسی و نه احدی همتا و مانند وی است معبودی یکتا و پروردگاری ارجمند است هر چه خواهد کند و اراده­اش بر جهان فرمانرواست. او بر هر چیز و به شمار همه چیز آگاه است. مرگ و زندگی، نیازمندی و بی نیازی به اراده او و خنده و گریه و منع و عطا به خواست اوست.

ملک و سلطنت، از آن او و ثنا و ستایش، ویژه او و خیر و نیکی به خواست اوست و اوست که بر هر کاری تواناست. شب را در روز، و روز را در شب فرو می­برد و خدایی جز او نیست. خدایی بس ارجمند و بسی بخشاینده. به خواهش بندگان، پاسخ می­دهد و صاحب بخشش و عطای بزرگ است. به شمار نَفَس جانداران آگاه و پروردگار پری و آدمی است.

کاری بر او دشوار نیست و ناله فریاد خواهان او را به کاری وادار و ناگزیر نمی­سازد به ستوه نیاورد او را اصرار اصرار کنندگان. نگهبان نیکان و توفیق بخش رستگان و سَروَر جهانیان است و آفریدگان را سزد که به هر حال، در خوشی و سختی و در شدت و راحت سپاس او گویند و ستایش او کنند.

و اینک من، در هر دشواری و راحت و در هر سختی و سستی ستایشگر اویم و به او و فرشتگان و فرستادگان و کتب آسمانیش، ایمان دارم.

فرمانش را به جان شنوده و فرمان بردارم و در هر کار که او را خشنود و راضی سازد، شتابنده­ام. به قضا و حکمش سر تسلیم دارم و به اطاعت فرمانهایش مشتاق و از عقوبت و مجازاتش سخت در هراسم که اوست خداوندی که از حیله­اش، ایمن نتوان نشست با آنکه از ستمش جای هیچ بیم و نگرانی نیست. اعتراف می­کنم که بنده اویم و گواهی می­دهم که او پرورنده و پروردگار من است و آنچه را که به من وحی فرموده، به مردم ابلاغ خواهم کرد. مبادا که به سبب مسامحه در انجام وظیفه تبلیغ، کوبه عذاب حق بر من فرود آید، عذابی که هیچ قدرتی را توانایی دفع آن نباشد که چه بزرگ است نیرنگ او.

فرمان الهی

نیست معبودی جز او که دستورم داده و اعلام کرده که: << اگر در ابلاغ آنچه اینک بر تو فرو فرستاده­ام کوتاهی کنی، در حقیقت ، به هیچ یک از وظایف رسالت و ابلاغ من عمل نکرده­ای >> و هم او – تبارک و تعالی – حفظ و نگهداری مرا در برابر مخالفان تعهد و تضمین کرده و او مرا کفایت کننده­ای بزرگوار است. و اینک این است آن پیام که بر من نازل فرموده: بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم، یا أیُّها الرَّسولُ بَلِّغ ما أنزلَ إلَیکَ مِن ربک (فی عَلیٍ) و إِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَک وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاسِ ¤. ای مردم! من در ابلاغ آنچه که بر حق بر من فرو فرستاده است، کوتاهی نکرده­ام و هم اکنون سبب نزول آن آیه را برایتان باز خواهم گفت: فرشته وحی خدا – جبرئیل u - سه بار بر من فرود آمده و از سوی حق تعالی، پروردگارم، فرمان داد تا در این مکان به پا خیزم و سپید و سیاه مردم را رسماً آگاهی دهم، که علی بن ابی­طالب، برادر و وصی و جانشین من و امام پس از من است که نسبتش به من، همان نسبت است که هارون به موسی داشت، با این تفاوت که رسالت به من خاتمه یافته است و بعد از خداوند و رسولش، علی، ولیّ و صاحب اختیار شماست و پیش از این هم خداوند در این مورد آیه­ای دیگر از قرآن را نازل فرموده:

)) إنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکوةَ وَ هُم راکِعونَ))

علی بن ابی­طالب، همان کسی است که نماز به پای داشت و در حال رکوع، به نیازمند، صدقه داده است و او در هر حالی رضای خدا را می­جوید.

از جبرئیل u خواستم که از خداوند متعال معافیّت مرا از تبلیغ این مأموریت تقاضا کند؛ ای مردم چون می­دانستم که در میان مردم پرهیزگاران، اندک و منافقان، بسیارند و از مفسده جویی گنه آلودگان و نیرنگ بازی آنان که دین اسلام را به تمسخر و استهزاء گرفته­اند، آگاهی داشتم؛ همان­ها که خداوند، در قرآن کریم، وصفشان کرده است:

/ یَقُولُونَ بِألسِنَتِهِم ما لَیسَ فی قُلُوبِهِم وَ یَحسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِندَ اللهِ عَظیمً ¤ هنوز آن آزارها که این گروه بارها بر من روا داشتند، از خاطر نبرده­ام، تا آنجا که به دلیل ملازمت و مصاحبت فراوان علی با من و توجهی که به او داشتم، به عیب جویی من برخاستند و مرا زود باور که هر چه می­شنود، بی­اندیشه می­پذیرد، خواندند تا آنکه خداوند عزّوجلّ، این آیه را نازل فرمود:

((وَ مِنهُمُ الَّذینَ یُؤذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أذُنٌ قُل أذُنُ خَیرٌ لَکُم یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمِنینَ ((

من هم اکنون می­توانم یک یک از این گروه را به نام و نشان، معرفی کنم؛ لیکن به خدا سوگند که من در مورد این افراد بزرگوارانه رفتار کرده و می­کنم.

ولی اینها همه خدای را از من راضی نمی­سازد مگر آنکه وظیفه خود را در مورد مأموریتی که از آیه شریفه ((یا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما أنزِلَ إِلَیکَ ...)) یافته­ام، به انجام برسانم.

((حال که چنین است پس))

اعلام رسمی ولایت

ای مردم! بدانید که خداوند، علی بن ابی­طالب را ولیّ و صاحب اختیار شما معیّن فرموده و او را امام و پیشوای واجب­الاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پیروان ایمانی ایشان و بر هر بیابانی و شهری و بر هر عجم و عربی و هر بنده و آزاده­ای و بر هر صغیر و کبیری و بر هر سیاه و سپیدی و بر هر خداشناس موّحدی، فرض و واجب فرموده و اوامر او را مطاع و بر همه کس نافذ و لازم­الاجرا مقرر فرموده است. هر کس با علی (ع) به مخالفت برخیزد، ملعون است و هر کس که از او پیروی نماید، مشمول عنایت و رحمت حق خواهد بود.

مؤمن کسی است که به علی (ع) ایمان آورد و او را تصدیق کند. مغفرت و رحمت خداوند شامل او و کسانی است که سخن او را بشنوند و نسبت به فرمان او مطیع و تسلیم باشند.

ای مردم! این آخرین بار است که مرا در این موقعیّت، دیدار می­کنید، پس گوش فرا دارید و به سخنانم دل سپارید و دستور پروردگارتان را فرمان برید.

خداوند عزّوجلّ، پروردگار و ولیّ و صاحب اختیار و خداوندگار شماست و گذشته از او و پیامبرش – محمّد (ص) – همین من که اکنون به پا خاسته و با شما سخن می­گویم سپس بعد از من علی(ع) به امر خدا بر شما سمت ولایت و صاحب اختیاری دارد و پس از او امامت و پیشوایی تا روز واپسین و تا آن هنگام که خدا و پیامبرش را دیدار خواهید کرد، در ذرّیه و نسل من که از پشت علی(ع) هستند، قرار خواهد داشت.

جز آنچه خداوند، حلال کرده، حلال نیست و جز آنچه خداوند حرام فرموده حرام نیست و پروردگار، هر حلال و حرامی را به من معرفی کرده است و من نیز تمام آنچه خداوند از کتاب خود و حلال و حرامش، تعلیم نموده است، به علی(ع) آموخته­ام.

ای مردم! دانشی نیست که خداوند به من تعلیم نکرده باشد، و من نیز هر چه که تعلیم گرفته­ام به علی(ع)، این امام پرهیزگاران و پارسایان آموخته­ام و دیگر دانشی نیست مگر آنکه به علی(ع) تعلیم کرده­ام و اوست امام و راهنمای آشکار.

ای مردم! مبادا که نسبت به او راه ضلالت و گمراهی سپرید و مبادا که از او روی برتابید و مبادا که از ولایت و سرپرستی او و از اوامر و فرمانهایش به تکبّر، سر باز زنید. اوست که هادی به حق و نابود کننده باطل است و از نا پسندیده­ها بازتان می­دارد. اوست که در راه خدا از سرزنش هیچ کس، پروا نمی­کند و اوست نخستین کسی که به خدا و پیامبرش ایمان آورد و جان خویش را فدای رسول الله کرد، در آن هنگامه­ها که هیچ کس در کنار پیامبر باقی نماند، همچنان از او حمایت کرده و تنها رها ننمود و هم او بود که در آن روزگار که کسی را اندیشه پرستش و اطاعت خدا نبود، در کنار پیامبر، پروردگار خود را پرستش و عبادت می­کرد.

ای مردم! علی را برتر و والاتر از هر کس بدانید که خدایش از همه، والاتر و برتر دانسته است! و به ولایت او تمکین کنید که خدایش به ولایت بر شما منصوب فرموده است.

ای مردم! علی(ع)، امام و پیشوا از جانب حق تعالی است و خداوند توبه منکران ولایت او را هرگز نخواهد پذیرفت و هرگز آنان را مشمول عنایت و مغفرت خویش، قرار نخواهد داد و خداوند، بر خود حتم و لازم فرموده که با آن کسان که از فرمان علی(ع) سر بپیچند، چنین رفتار کند و پیوسته تا جهان، باقی و روزگار، در کار است، ایشان را در شکنجه و عذابی سخت و توان فرسا معذّب دارد.

پس مبادا که از فرمانش معصیت کنید که به آتشی گرفتار خواهید شد که آدمی و سنگ، هیزم آنند و برای کافران فراهم گردیده است.

ای مردم! همه پیامبران پیشین و رسولان نخستین، مردم را به آمدن من بشارت داده­اند. من، خاتم پیامبران و رسولان خدایم و بر همه خلق آسمان­ها و زمین­ها حجّت و برهانم، هر کس در این امر، تردید کند، همچون کفّار جاهلیّت نخستین است و هر کس در سخنی از سخنان من شک نماید، در حقیقت، به تمام سخنان من شک کرده است و چنین کس، مستحق بلا و مستوجب آتش خواهد بود.

ای مردم! خداوند متعال با این فضیلت­ها که بر من، مرحمت فرموده، بر من منّت نهاده و احسان کرده است (آری) خدایی جز او نیست و تا جهان، برقرار و روزگار پایدار است در هر حال ستایش و سپاس من، ویژه اوست.

ای مردم! علی(ع) را برتر از همه بدانید که گذشته از من، از هر مرد و زنی، برتر و والاتر است. (بدانید) که خداوند، به خاطر ماست که به جهانیان، روزی می­دهد و آفرینش بر پای و برقرار است؛هر آن کس که این سخن مرا انکار کند، ملعون و ملعون و مغضوب و مغضوب درگاه حق است.

هان. آگاه باشید که این سخنان را، به یقین، جبرئیل از سوی حق تعالی به من خبر داده و گفته است که: ((هر کس با علی(ع) به عداوت و دشمنی بر خیزد و ولایت و محبت او را در دل نگیرد، لعنت و خشم مرا نسبت به خود، فراهم کرده است))؛ پس هر کس باید که در کار خود بنگرد که برای فردای خود، چه آماده نموده است؛ پس باید که از مخالفت با علی(ع) سخت بر حذر باشید و مبادا که پس از ثابت قدمی، پایتان بلغزد که خداوند به هر چه کنید، آگاه است.

ای مردم! علی(ع) همان کس است که خدا در کتاب مجید خود، به عنوان ((جنب الله)) از او یاد کرده و از زبان مبتلایان به دوزخ، فرموده است: ((یا حَسرَتا عَلی ما فرَّطتُ فی جَنبِ الله.))

ای مردم! در قرآن به تدبر و تفکر، نظر کنید و در درک و فهم آیات آن بکوشید، و به محکمات آن توجه کنید و از متشابهاتش، پیروی می نمایید.

به خدا سوگند، غیر از این مرد که هم اکنون دست او را گرفته و او را بر کشیده­ام هرگز دیگری نیست که بتواند دستورات قرآن را برای شما روشن کند و تفسیر آیات آن را بیان نماید، همین مردی که اکنون بازوی او را گرفته­ام و به شما اعلام می­کنم که:

هر کس را من مولا و سرپرست و صاحب اختیارم، علی(ع) مولا و سرپرست و صاحب اختیار اوست؛ این مرد، علی بن ابی­طالب است، برادر و وصی من است، که فرمان دوستی و ولایت او از جانب حق متعال بر من نازل گردیده است.

ای مردم! علی(ع) و آن پاکان از فرزندانم، ثقل اصغرند و قرآن، ثقل اکبر است، که هر یک، از دیگری خبر می­دهد و هر کدام، دیگری را تأیید و تصدیق می­کند؛ میان این دو ثقل و این دو امر گرانقدر، جدایی نخواهند بود تا آنکه، قیامت در کنار حوض، به من برسند. ایشان امنای حق در میان خلق و فرمانروایان او بر روی زمین­اند.

به هوش باشید که من، آنچه لازم بود، گفتم. به هوش باشید که مطلب و مقصود را ابلاغ کردم و به گوش شما رساندم. توضیح دادم که این امر، به دستور خداوند بود و من نیز از سوی او (عزّوجلّ) به شما ابلاغ نمودم. به هوش باشید که عنوان (امیرالمؤمنین) بر کسی جز برادر من روا نیست و این سمت و مقام و فرمانروایی بر مسلمانان، پس از من، برای هیچ کس جز وی مجاز و حلال نیست.

معرفی علی بن ابیطالب(ع)

(رسول خدا (ص) در این هنگام، بازوی علی(ع) بگرفت و او را بالا برده و به مردم نشان داد، تا آنجا که پاهای وی، محاذی زانوی پیامبر (ص) می­رسید و پس از آن، به سخن ادامه داد):

ای مردم! این علی(ع) ، برادر و وصی من و مخزن علم و خلیفه و جانشین من است بر امّت. علی(ع) مفسّر قرآن، کتاب خداست اوست که مردم را به حق دعوت می­کند و اوست که به هرچه موجب رضا و خوشنودی خداست، عمل کننده است.

اوست که دشمنان حق، در پیکار و ستیز و به فرمانبرداری و اطاعت از خدا، سخت کوش و باز دارنده مردمان از معاصی و نا فرمانیهاست. اوست خلیفه و جانشین رسول خدا، اوست امیر مؤمنان و پیشوا و هادی خلق خدا. اوست که به امر خدا قاتل ((ناکثین)) و ((قاسطین)) و ((مارقین)) است.

(ای مردم!) آنچه می­گویم به فرمان پروردگارم می­گویم و این خواست و دستور حق است که هیچ سخنی از او، به دست من تغییر و تبدیل نپذیرد؛ حال می­گویم: خداوندا! هرکس که علی(ع) دوست می­دارد، دوست بدار و هر کس که با وی دشمن است، دشمن دار. خداوندا! هر کس که علی(ع) انکار کند، لعنت کن و آن کس که پذیرای حق او نباشد، به خشم و غضب خود، گرفتار ساز. خداوندا! اگر اکنون، علی(ع)، ولیّ تو را به خلافت و جانشینی خود معیّن کردم و امری که موجب اگمال دین و اتمام نعمت تو بر این مردم است، بیان کردم، همه و همه به فرمان تو بود اینک تو پسندیده­ای برای ایشان و فرمودی: (( وَ مَن یَبتَغِ غَیرَ الإسلامِ دیناً فَلَن یُقبَلَ مِنهُ وَ هُوَ فی الآخِرۀِ مِنَ الخاسِرینَ))

خداوندا! تو را گواه می­گیرم و کافیست گواهی تو که من به وظایف تبلیغ و رسالت خود عمل کردم.

اهمیّت مسأله امامت

ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ، جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

ای مردم! این علی(ع) است که مرا بیش از هر کس یاری کرده و از همه بر من سزاوارتر است. از تمام مردم به من نزدیکتر و از همه کس، نزد من محبوبتر و گرامی­تر است.

خداوند عزّوجلّ و من از او راضی و خوشنودیم. آیه­ای در قرآن مُشعِر به رضایت حق از بندگان، نازل نشده مگر آن که در شأن علی(ع) است و هر جا که خداوند مؤمنین را مخاطب قرار داده، در درجه نخست، نظر به او داشته است. آیه مدحی نیست مگر آنکه در مورد اوست و بهشتی که در سوره (( هَل أتی علی الانسان یاد شده، برای اوست، و در نزول آن دیگری جز او منظور نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده است.

ای مردم! علی(ع)، ناصر دین خدا و حامی پیامبر خداست، اوست پارسای پرهیزگار و طیّب و طاهر و رهنما و ره یافته.

پیامبرتان، بهترین پیامبر و وصیّ او بهترین وصیّ و پسرانش بهترین اوصیاءاند.

ای مردم! ذریّه و نسل هر پیامبری از صلب خود اویند امّا ذریّه و نسل من از صلب علی(ع) هستند.

خطر انحراف و کار شکنی

ای مردم! شیطان به حسادت، آدم را از بهشت بیرون کرد، پس مبادا که نسبت به علی u حسد ورزید که اعمالتان یکسره باطل شود و به لغزش و انحراف درافتید؛ که آدم صفوت الله تنها به سبب یک معصیت، به زمین فرو افتاد؛ پس بر شماست که مراقب احوال خویشتن باشید. شما که در میانتان، دشمن خدا نیز هست.

(ای مردم!) جز شقیِ واژگون بخت کسی با علی u کینه نمی­ورزد و جز پارسای پرهیزگار، مِهر علی(ع) در دل نمی­گیرد و جز اهل ایمان و مخلصان بی ریا به علی(ع) ایمان نخواهند آوردو به خدا سوگند سوره/ وَالعَصر إِنَّ الإِنسانَ لَفی خُسرٍ ... ¤ در شأن علی(ع) نازل شده است.

ای مردم! خدا را گواه می­گیرم که در انجام وظایف رسالت فروگذار نکردم و بر پیامبر، جز ابلاغ فرمان حق، وظیفه­ای دیگر نیست.

ای مردم! نسبت به خداوند آنچنان که شایسته است پرهیزگار باشید مبادا که جزء مسلمانی دیده از جهان فرو بندید.

ای مردم! به خدا و پیامبرش باور آرید و به نوری که با او نازل شده ایمان آورید، پیش از آنکه خشم خدای شما را فرو گیرد و به مجازات، رخسارتان به عقب باز گردانده شود.

ای مردم! این نور از جانب حق تعالی در من سرشته شده و بعد از آن در طینت علی(ع) و سپس در نسل او قرار داده شده تا آنگاه که نوبت به امام قائم، مهدی(عج) رسد و اوست که سرانجام، حق خدا و حقوق ما را از خواهد ستاند؛ که خداوند عزّوجلّ ما را بر تمام مقصران و دشمنان و مخالفان و خائنان و معصیت کاران و ستمگران حجت قرار داده است.

ای مردم! به شما اعلام خطر می­کنم، به هوش باشید که من فرستاده خدا به سوی شمایم و پیش از من رسولانی آمده و رفته­اند، آیا اگر من نیز از جهان بروم و یا کشته شوم، به راه پیشینیان خود، باز می­گردید؟! ولی هر آنکس که به عقب باز گردد و به جاهلیت اسلاف خود روی کند، زیانی به خداوند نخواهد رساند، امّا پروردگار، سپاسگذاران را پاداش نیکو مرحمت خواهد کرد ای مردم! بدانید که علی(ع) همان کسی است که متّصف و موصوف به سپاسگذاری و شکیبایی است و پس از او فرزندان من که از صلب اویند، به این صفات مزیّن و ممتازند.

ای مردم! مسلمانیِ خود را بر خداوند منّت منهید، که موجب خشم و غضب پروردگار بر شما گردد و عذابی از سوی او به شما رسد، زیرا که حق در کمین است.

ای مردم! چیزی نمی­گذرد که پس از من امامان و سردمدارانی پدید آیند که خلق را به آتش و دوزخ فرا خوانند اما این گروه را در روز قیامت یار و مددکاری نخواهد بود.

ای مردم! خدا و پیامبرش از این کسان، متنفّر و بیزارند.

ای مردم! اینان و پیروان و یارانشان، جملگی، در پست­ترین دوزخ گرفتار خواهند شد، و چه بد جایگاهی است دوزخ، برای این گروه که به تکبر گراییده­اند. هشدار باشید که اینان همان ((یاران صحیفه)) اند (اما هر یک از شما باید که در نامه اعمال خود بنگرد گر چه مردم جر تنی چند، نامه عمل خود را از یاد برده­اند). ای مردم! من این ولایت را به عنوان امامت و ارث تا روز قیامت، در ذریه و نسل خود قرار دادم و با این کار وظیفه­ای را که به آن مأمور بودم، به پایان بردم تا بر هر حاضر و غایب و بر هر کس که شاید در این انجمن بوده و یا در این اجتماع حضور نداشته است و حتی بر آنان که هنوز از مادر متولد نشده­اند، حجّت تمام باشد. باید که ماجرای امروز را حاضران به غائبان گزارش کنند و پدران به فرزندان تا واپسین روز خبر دهند. گر چه مدتی نخواهد گذشت که (عده­ای) این امر را با غصب و ستم، از آن خود قرار خواهند داد و خدا آن غاصبان را لعنت کندو از رحمت خود، دور و مهجورشان سازد و در چنین حال، سزاوار این عذاب گردند که فرمود:

(( سَنُفرِغُ لَکُم أیُّهَا الثَّقَلانَ یُرسَلُ عَلَیکُما شُواظٌ مِن نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنتَصِران.))

ای مردم! خداوند شما را به حال خود رها نخواهد کرد تا آنکه پاک و پلید از یکدیگر ممتاز گردند و خدا شما را بر اسرار پنهان، آگاهی نداده و نخواهد داد.

ای مردم! سرزمینی نیست مگر آنکه خداوند، مردم آن را در اثر تکذیب حق، هلاک کرده و چنانکه خود به این معنی اشاره فرموده است:

((وَ کَذلِکَ نُهلِکَ القُری وَ هِیَ ظالِمَۀٌ))

و این علی(ع) امام و پیشوای شما و ولیّ و صاحب اختیار شماست. که خداوند، در مورد او تهدیدها و وعده­ها کرده و خدا وعده­های خود را انجام خواهد داد.

ای مردم! پیش از شما، اکثر مردم نخستین به گمراهی رفتند و خداوند ایشان را هلاک نمود و هم اوست هلاک کننده گروههائی که از این پس می­آیند، همچنانکه فرمود: /ألَم نُهلِکِ الأوَّلینَ، ثُمَّ نُتبِعُهُمُ الاخِرینَ، کَذلِکَ نَفعَلُ بِالمُجرِمینَ، وَیلٌ یَومئذٍ لِلمُکَذِّبینَ ¤ .

ای مردم! خداوند، مرا به پاره­ای از امور امر کرده و از پاره­ای دیگر نهی فرموده است و من نیز علی(ع) را به آن امور، امر و نهی کرده­ام؛ پس در حقیقت، او اوامر و نواحی حق را از پروردگار خود اخذ نموده است؛ پس باید که گوش به فرمان او کنید تا از سلامت برخوردار گردید و دستورش را به اجرا گذارید تا به راه هدایت رفته باشید و از آنچه نهی می­کند حذر کنید تا به رشد و کمال رسید و خویشتن را بدان گونه که خواست اوست، باز سازید و مبادا که راههای دیگر شما را از پیمودن راه و رویه او باز دارد.

ای مردم! صراط مستقیم خداوند منم و شما به رعایت آن مأمور شده­اید و پس از من، علی(ع) و سپس فرزندانم که از صلب اویند امامان و پیشوایان شمایند که خلق را به راه راست هدایت می­کنند و پیوسته روی به سوی حق دارند. (پس از آن سوره حمد را تا پایان تلاوت کرد و به ادامه سخن پرداخت:)

ای مردم! این سوره (= حمد) در شأن من و علی(ع) و فرزندانش فرود آمد و شامل ایشان می­گردد همچنین مخصوص آنهاست، ایشان، اولیای خدایند که نه خوفی در دل دارند و نه اندوهی آزارشان دهد، بدانید که حزب الله پیروز است و در برابر، دشمنان علی، گروهی اهل شقاق و نفاق و کینه ورزانی متجاوز و برادران اهریمنند که به منظور فریب و نیرنگ، سخنان بی مغز و آمیخته به رنگ و ریا با یکدیگر نجوا می­کنند.

معرفی دوستان و دشمنان

ای مردم! دوستداران علی(ع) و فرزندانش، مردمی اهل ایمانند که خداوند در کتاب خود از آنان بدینگونه یاد کرده است:

/لا تَجِدُ قَوماً یُؤمِنونَ بِاللهِ وَالیَومِ الاخِرِ یُوادُّونَ مَن حادَّ اللهَ وَ رَسُولَهَ ... ¤ (سوره مجادله، آیه 22) دوستداران علی و فرزندانش کسانی هستند که نوشته شده در دلهایشان ایمان، و مدد نموده خداوند ایشان را بوسیله فرشته­ای از سوی خودش و او وارد فرماید ایشان را در باغهائیکه جاریست از زیر آنها نهرهائی برای همیشه در آنجا می­مانند. خداوند از ایشان راضی و ایشان از خداوند خوشنودند.

ایشان حزب خدا و آگاه باشید که حزب خدا رستگارانند!

خداوند عزّوجلّ در توصیف ایشان چنین فرموده است:

/ الَّذینَ آمَنُوا وَ لَم یَلبَسُوا ایمانَهُم بِظُلمٍ أولئِکَ لَهُمُ الأمنُ وَ هُم مُهتَدُونَ ¤.

و نیز می­فرماید: ((اینان در امن و امان، به بهشت داخل شوند و فرشتگان با فروتنی، سلامشان دهند و گویند: پاک و پاکیزه­اید شما؛ پس جاودانه در بهشت ساکن شوید)).

آگاه باشید دوستان ایشان کسانی هستند که خداوند در توصیفشان در جای دیگر فرماید:

((ایشان، در امن و سلامت و بی حساب به بهشت وارد می­شوند)).

(و در مورد دشمنان ایشان فرموده است:)

((آگاه باشید دشمنان آنها کسانی هستند که به دوزخ در می­افتند و غریو جهنم را که می­جوشد و می­خروشد و صدایی که از سوخت و سوز آن بر می­خیزد، می­شنوند)).

و نیز در قرآن آمده:

/کُلَّما دَخَلَت أمَّۀٌ لَعَنَت أختَها ¤.

همچنین درباره دشمنان آنها فرموده است:

/کُلَّما ألقِیَ فیها فَوجُ سَألَهُم خَزَنَتُها ألَم یأتِکُم نَذیرٌ، قالوا بَلی قَد جاءَنا نَذیرٌ فَکَذَّبنا وَ قُلنا ما نَزَّلَ اللهُ مِن شَیءٍ إِن أنتُم إِلّا فی ضَلالٍ کَبیرٍ ¤

آگاه باشید که دوستداران علی(ع) و فرزندانش به غیب ایمان دارند و از پروردگار خود در خشیت و هراسند. این گروه را اجر و پاداشی عظیم خواهد بود.

ای مردم! میان دوزخ و بهشت، تفاوتی بزرگ است.

دشمن ما همان است که خداوند او را مذمّت و لعنت فرموده و دوستدار ما مورد مدح و ستایش و محبّت پروردگار است.

ای مردم! من، منذر و ترساننده­ام و علی هادی و رهنماست.

ای مردم! من، پیامبرم و علی، وصی من است.

معرفی حضرت مهدی (عج)

آگاه باشید البتّه! آخرین امام زمان قائمِ ((مهدی)) است.

آگاه باشید او یاری کننده دین خداست. آگاه باشید او انتقام گیرنده از ستمکاران است. آگاه باشید او گشاینده دژهای استوار و ویرانگر قلعه­های مستحکم است. آگاه باشید او نابود کننده طوایف مشرک است. آگاه باشید او منتقم خونهای ناحق ریخته اولیاء خداست. آگاه باشید او حامی دین خداست. آگاه باشید او جرعه نوش دریای ژرف حقایق و معانی است. آگاه باشید او معرِّف هر صاحب فضیلتی است به برترینش و هر نادان بی فضیلتی است به نادانیش. آگاه باشید او برگزیده خدا و منتخب پروردگار عالم است. آگاه باشید او وارث همه دانشها و محیط به همه علوم است. آگاه باشید او خبر دهنده شئون خداوند و مراتب ایمان است. آگاه باشید او رشید و رهسپار صراط مستقیم و استوار است. آگاه باشید او آن کسی است که امور خلایق به او واگذار شده است. آگاه باشید او آن کسی است که گذشتگان به ظهور وی بشارت داده­اند. آگاه باشید او حجّت پایدار خداوند است که حجّت دیگری بعد از او نیست؛ زیرا حقّی نیست، که با او نباشد و نوری نیست که همراه او نباشد. آگاه باشید اوست آنکه کسی بر او پیروز نمی­شود و کسی را در برابر او نصرت نتوان کرد.

آگاه باشید که او ولّی خداست در گستره زمین و فرمانروای حق است در میان خلایق و امین خداست در پیدا و پنهان.

طرح مسئله بیعت

ای مردم! آنچه لازم بود به شما فهماندم و برایتان توضیح دادم و این علی(ع) است که پس از من، تعلیم و تفهیم شما را به عهده خواهد گرفت. آگاه باشید از شما می­خواهم که پس از پایان خطابه (به نشان قبول و تمکین) نخست با من و سپس با علی(ع)، دست بیعت دهید و میثاق خود را استوار کنید.

بدانید که من به خداوند تعهّد سپرده­ام و علی(ع) در برابر من تعهّد و بیعت نموده است و من، اکنون، از سوی حق تعالی از شما می­خواهم که با علی(ع) بیعت کنید و بدانید که هر کس بیعت خود را بشکند، به زیان خویش اقدام کرده است:

/فَمَن نَکَثَ فإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ ¤.

حج

ای مردم! حج و صفا و مروه از شعائر الهی است

/فَمَن حَجَّ أوِ اعتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیهِ أن یَطَّوَّفَ بِهِما¤.

ای مردم! حج خانه خدا کنید که هیچ خاندانی نیست که به ان خانه وارد شود مگر آنکه بی نیاز گردد و هیچ خانواده­ای از این خانه، رخ نتابیده، مگر آنکه به فقر و تهیدستی گرفتار آمده است. ای مردم! مؤمنی نیست که در آن موقف کریم بایستد مگر آنکه خداوند از معاصی گذشته او چشم پوشی می­کند. پس آنگاه که حجَّش تمام شد زندگی و اعمال را از نو آغاز می­کند.

ای مردم! زائران خانه خدا از سوی حق تعالی، مدد و نصرت می­شوند و هزینه سفرشان در دنیا جبران و نیز اندوخته روز واپسین ایشان خواهد شد که خداوند، پاداش نیکوکاران را تباه نخواهد فرمود.

ای مردم! خانه خدا را با اعتقاد کامل و با دقت و فهم درست زیارت کنید و مباد که بدون توبه و ترک گناهان گذشته خود، از آن مواقف شریف باز گردید.

ای مردم! اقامه نماز و پرداخت زکات، باید بر طبق دستور پروردگار و به همان روش که او فرمان داده است، به عمل آید و چنانچه با گذشت زمان، کوتاهی کنید یا مسائل و معارف دین را فراموش نمائید، این علی(ع) ولیّ و سرپرست شما، مبیّن آن معارف و احکام برای شماست. همان که خداوند عزّوجلّ، او را پس از من برای شما منصوب کرده و هم امامانی که به جانشینی من و او از سوی حق تعالی تعیین گردیده­اند، پاسخگوی مسایل و مشکلات شما خواهند بود و بر آنچه نمی­دانید آگاهتان خواهد کرد.

احکام الهی

آگاه باشید! حلال و حرام خدا، بیش از آن است که بتوانم یک به یک بر شمارم و معرفی نمایم؛ چون چنین است، در یک کلام می­گویم که به حلالها امر می­کنم و از حرامها نهی می­نمایم و به منظور توضیح و تبیین آنها، مأمور شده­ام که از شما بیعت گیرم و دست تعهد و پیمان بفشارم که آنچه از سوی حق تعالی درباره امیرالمؤمنین، علی(ع) و امامانی که از نسل من و علی(ع) به جهان خواهند آمد، پذیرفته باشید.

و مهدی(عج)، قائم امامان و قاضی به حق تا روز واپسین خواهد بود.

ای مردم! هر عمل حلالی که به شما معرفی کردم و هر کار حرامی که از آن نهی نمودم، از گفته خود باز نمی­گردم و آن را تغییر نخواهم داد. این امر را به خاطر بسپارید و هرگز فراموش مکنید و به دیگران نیز سفارش کنید، مباد احکام مرا دیگرگون سازید.

آگاه باشید من سخن خود را مجدداً تأکید می­کنم که: نماز را به پای دارید و زکات بدهید، امر به معروف و نهی از منکر کنید اما بدانید که سر آغاز هر امر به معروف و نهی از منکری این است که فرامین مرا بپذیرید و حاضران، آن را به غائبان، اطلاع دهید و به اطاعت از اوامر من وادارشان کنید. و از مخالفت با آنها بر حذرشان سازید؛ زیرا که اینها دستور خداوند عزّوجلّ و فرمان من است، و بدانید که بدون امام معصوم (و بی معرفت او) امر به معروف و نهی از منکر امکان پذیر نیست.

تنها راه هدایت

ای مردم! این قرآن است که امامان پس از علی(ع) را از فرزندان و از نسل او معرفی کرده و من نیز به شما توضیح دادم که علی از من و من از اویم. خداوند در کتاب خود فرموده است:

/وَ جَعَلَها کَلِمَۀً باقِیَۀً فی عَقِبِهِ ¤.

و من نیز گفتم: ((تا آن زمان که دست تمسک به دامن این دو امر گرانسنگ (یعنی کتاب خدا و عترت و خاندان من) زده­اید، هرگز به گمراهی و ضلالت دچار نخواهید شد)).

ای مردم! تقوی را پیشه خود کنید و از قیامت بیندیشید که خداوند متعال فرمود:

/إِنَّ زَلزَلۀَ السّاعَۀِ شَیءٌ عَظیم¤.

ای مردم! به مرگ بیندیشید و از حساب و میزان و محاکمه در پیشگاه پروردگار جهانیان غافل مباشید و ثواب و عقاب و پاداش و کیفر رستاخیز را از خاطر مبرید، که هر کس نیکی کند، پاداش یابد و هر کس دامن به بدی آلوده سازد، بهره­ای از بهشت نخواهد داشت.

بیعت گرفتن

ای مردم! شما را از آن حد فزونتر است ک بتوانید یک یک، با من دست بیعت دهید در حالی که به فرمان خدا، مأمورم که از زبان هر یک از شما اعتراف گیرم که منصب فرمانروایی و امارت بر مؤمنان را که برای علی(ع) قرار داده­ام پذیرفته­اید و نیز (مأمورم که) در مورد قبول امامت و ولایت امامانی که از نسل من و صلب علی(ع) می­باشند، اقرار و بیعت گیرم. حال که چنین است، همگان یک صدا و به زبان، بگویید: (ای رسول خدا!) آنچه که در ولایت و رهبری مطلق علی(ع) و امامان پس از وی که از صلب اویند از جانب حق تعالی به ما ابلاغ کردی، شنیدیم و در برابر آن مطیع و تسلیمیم و به آن امر راضی و خوشنودیم! اینک ما به دل و جان و به زبان و دستمان، نسبت به قبول ولایت با تو بیعت می­کنیم و پیمان می­بندیم که با این اعتقاد، زندگی کنیم و با آن بمیریم و تا آن زمان که سر از خاک برداریم، به آن پایبند بوده و هرگز در آن تغییر و تبدیلی ندهیم و شک و تردیدی ننماییم و از سر پیمان خود بر نخیزیم و از خدا و پیامبرش و امیرالمؤمنین، علی(ع) و فرزندانش حسن و حسین و امامان دیگر که از صلب علی(ع) به جهان آیند، فرمان بریم.

ای مردم! مقام و منزلتی که حسن و حسین نزد خدا و رسول او دارند، گوشزدتان کرده و ابلاغ نموده و متوجهتان ساختم که این دو تن سرور جوانان اهل بهشتند و پی از من که جدّ ایشانم و بعد از علی(ع)، منصب امامت خواهند داشت.

و (ای مردم!) بگویید: ((در این امر، مطیع خدا و پیامبرش و علی(ع)، و حسنین و امامان پس از ایشانیم. تو (ای پیامبر) در مورد ولایت امیرالمؤمنین از دل و جان با ما عهد و میثاق بستی؛ از کسانی که توفیق مصافحه یافتند به دست، و از آنها که توفیق این کار نیافتند، از زبانشان بیعت گرفتی. پیمان نمودیم که دیگری را به جای این امر نگیریم و دل و جانمان به جانب دیگر روی ننماید. خدا را در این کار شاهد گرفتیم او به شهادت، کافی است و تو نیز (پیامبر) و همچنین همه مطیعان فرمان حق از حاضر و غائب و فرشتگان و جنود خدا و همه بندگان او را همگی را گواه و شاهد این امر کردیم و خدا از هر شاهدی بزرگتر است.))

ای مردم! چه می­گویید؟ خداوند، هر آوازی را می­شنود و از سرّ و پنهان همه آگاه است. (بدانید) آن کس که به راه هدایت رود، به سود خود رفته و آن کس که به گمراهی گراید، تنها به زیان خویش اقدام کرده است. چرا که دست خدا فوق هر دستی و قدرتش برتر از هر قدرتی است.

ای مردم! از خدا بترسید و پرهیزگاری پیشه کنید و پیمان خود را با علی(ع) امیرالمؤمنین و با حسنین و امامان دیگر که کلمه طیبه باقیه­اند، استوار نمایید. هر که در ین امر، مکر پردازد خدایش به هلاکت در افکند و آنکس که بر عهد خود پای فشرده خدایش رحمت کند / فَمَن نَکَثَ فَإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ.. .¤

ای مردم! آنچه به شما گفتم، باز گویید و بر علی(ع)، با عنوان رسمی امیرالمؤمنین سلام دهید. بگویید: ((پروردگارا دستورت را شنیدیم و اطاعت کردیم تا از مرحمت و مغفرت تو بهره­مند شویم که بازگشت همه به توست)) و بگویید:

((سپاس خدای را که به این امر ما را هدایت و دلالت فرموده و اگر راهنمائیمان نمی­کرد، ما، خود، به راه هدایت دست نمی­یافتیم))

ای مردم! فضایل و امتیازات علی بن ابیطالب و قدر و منزلتش نزد خداوند، که در کتاب خدا نازل شده، بیشتر از آن است که بتوانم در یک جلسه برایتان بر شمرم؛ پس هر کس که از مناقب و فضایل او نزد شما مطلبی گوید، از او بپذیرید.

ای مردم! هر کس از خدا و پیامبر او و از علی(ع) و امامان و پیشوایانی که معرفی کردم، فرمان بَرَد، به رستگاری بزرگی نایل آمده است.

ای مردم! رستگاران، کسانی هستند که در بیعت با علی(ع) و پذیرش ولایت او و در ادای سلام بر وی به عنوان امیرالمؤمنین، مبادرت و سبقت جویند، اینان در بهشتِ نعمتها متنعّم خواهند بود.

ای مردم! سخنی گویید که موجب رضای خدا باشد:

/فَإِن تَکفُرُوا أنتُم وَ مَن فِی الأرضِ جَمیعاً فَلَن یَضُرَّ اللهَ شَیئاً ¤.

خداوندا! مردان و زنان با ایمان را بیامرز و کافران را به غضب خود گرفتار ساز و ستایش، خدای راست که پروردگار جهانیان است.

(در این هنگام مردم، فریاد بر آوردند:)

فرمان خدا و پیامبر خدا را شنیدیم و با دل و زبان و دست مطیع و فرمانبرداریم. چون سخنان پیامبر، تمام شد، مردم بر گرد آن حضرت و امیرالمؤمنین(ع) سخت ازدحام کردند و هرکس می­خواست با ایشان، مصافحه و بیعت کند.

گویند نخستین کسی که موفق به مصافحه و بیعت شد، ابوبکر بود و پس از وی عمر و سپس عثمان بیعت کردند و به دنبال ایشان باقی مهاجران و انصار و دیگر مردمان، اقدام به بیعت کردند تا آنگاه که وقت نماز مغرب رسید. پیامبر در آن شب، نماز مغرب و عشا را پیوسته و در یک زمان به جای آورد.

در روایت است که پیامبر (ص) با هر گروه که به عنوان بیعت، مصافحه می­کرد، می­گفت:

((ألحَمدُ للّهِ الَّذی فَصَّلَنا عَلی جَمیعِ العالَمینَ)).

یعنی: ((ستایش خدای را که ما را بر همه جهانیان امتیاز مرحمت فرمود)).



پنجشنبه 20 آبان 1389

ناودان طلا ی کعبه

   نوشته شده توسط: امیر    


پنجشنبه 20 آبان 1389

کعبه

   نوشته شده توسط: امیر    

مکه سال 1951

 


دوشنبه 17 آبان 1389

40حدیث درباره ی محبوب ترین مردم نزد خدا

   نوشته شده توسط: امیر    

قرآن كریم‏
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ؛(1)
در حقیقت گرامى‏ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.

1
 پیامبر صلى الله علیه وآله :
اِنَّ رَبَّكُمْ واحِدٌ وَ اِنَّ اَباكُمْ واحِدٌ وَ دینَكُمْ واحِدٌ وَ نَبیَّكُمْ واحِدٌ وَ لا فَضْلَ لِعَرَبىٍّ عَلى‏ عَجَمىٍّ وَ لا عَجَمىٍّ عَلى‏ عَرَبىٍّ وَ لا اَحْمَرَ عَلى‏ اَسْوَدَ وَ لا اَسْوَدَ عَلى‏ اَحْمَرَ إلّا بِالتَّقْوى‏ ؛(2)
پروردگار، پدر، دین و پیامبر شما یكى است، هیچ عربى بر غیر عرب و هیچ غیر عربى بر عرب و هیچ سرخ پوستى بر سیاه پوست و هیچ سیاه‏پوستى بر سرخ پوست برترى ندارد، جز به تقوا.
 
2
امام صادق علیه السلام :
سُئِلَ الْاِمامُ الصّادِقُ‏علیه السلام عَنْ قَولِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: «اِتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ» قال: یُطاعُ فَلا یُعْصى‏، وَ یُذْكَرُ فَلا یُنْسى‏، وَ یُشْكَرُ فَلا یُكْفَرُ؛(3)
از امام صادق‏علیه السلام درباره آیه «تقواى الهى پیشه كنید چنان كه حق اوست» پرسیده شد. فرمودند: از خداوند، اطاعت شود و نافرمانى نشود، یاد شود و فراموش نشود و شكرگزارى گردد و كفران نگردد.
 

3
پیامبر صلى الله علیه وآله :
اِعْمَلْ بِفَرائِضِ اللَّهِ تَكُنْ اَتْقَى النَّاسِ؛(4)
به واجبات خدا عمل كن، تا با تقواترین مردم باشى.
 
4
پیامبر صلى الله علیه وآله :
جِماعُ التَّقْوى‏ فى قولِهِ تَعالى‏: «اِنَّ اللَّهَ یَاْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْاِحْسانِ»؛(5)
عصاره تقوا در این گفته خداوند آمده است: خداوند به عدالت و نیكى فرمان مى‏دهد.
 
5
پیامبر صلى الله علیه وآله :
تَمامُ التَّقْوى‏ اَنْ تَتَعَلَّمَ ما جَهِلْتَ وَ تَعْمَلَ بِما عَلِمْتَ؛(6)
تمام تقوا این است كه آنچه را نمى‏دانى بیاموزى و بدانچه مى‏دانى عمل كنى.
 

6
پیامبر صلى الله علیه وآله :
اَتْقَى النَّاسِ مَنْ قالَ الْحَقَّ فیما لَهُ وَ عَلَیْهِ؛(7)
با تقواترین مردم، كسى است كه حق را بگوید؛ به سودش باشد یا به ضررش.
 
7
پیامبر صلى الله علیه وآله :
سُئِلَ رَسولُ اللَّه‏صلى الله علیه وآله: مَنْ اَتْقَى النَّاسِ؟ قال: آمَرُهُمْ بِالْمَعْروفِ وَ اَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اَوْصَلُهُمْ لِلرَّحِمِ؛(8)
از رسول خداصلى الله علیه وآله سؤال شد: با تقواترین مردم كیست؟ فرمودند: كسى كه بیشتر امر به معروف و نهى از منكر و صله رحم نماید.
 
8
پیامبر صلى الله علیه وآله :
مَنْ اَحَبَّ اَنْ یَكونَ اَتْقَى النَّاسِ فَلْیَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ؛(9)
هر كس دوست دارد با تقواترین مردم باشد، باید به خدا توكل كند.
 
9
پیامبر صلى الله علیه وآله :
لا یَكونُ الرَّجُلُ مِنَ الْمُتَّقینَ حَتّى‏ یُحاسِبَ نَفْسَهُ اَشَدَّ مِنْ مُحاسَبَةِ الشَّریكِ شَریكَهُ فَیَعْلَمَ مِنْ اَیْنَ مَطْعَمُهُ وَ مِنْ اَیْنَ مَشْرَبُهُ وَ مِنْ اَیْنَ مَلْبَسُهُ اَمِنْ حِلٍّ اَمْ مِنْ حَرامٍ؛(10)
 
پیامبر صلى الله علیه وآله :
از تقوا پیشگان نیست مگر كسى كه از خود سخت‏تر از حسابرسى شریك از شریك، حساب كشى كند و بداند كه خوراك، آشامیدنى و لباسش از كجا آمده، آیا از حلال است یا حرام؟

10
پیامبر صلى الله علیه وآله :
مَنْ اَرادَ اَنْ یَكونَ اَعَزَّ النَّاسِ فَلْیَتَّقِ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ؛(11)
هر كس مى‏خواهد عزیزترین مردم باشد، باید تقواى الهى پیشه كند.
 
11
امام على علیه السلام :
وَ اللَّهِ ما أرى‏ عَبْداً یَتَّقى تَقْوىً تَنْفَعُهُ حَتَّى‏ یَخْزِنَ لِسانَهُ؛(12)
به خدا سوگند، بنده با تقوایى را نمى‏شناسم كه تقوایش او را سود دهد مگر آن كه زبانش را نگه دارد.
 

12
امام على علیه السلام :
اِنَّ التَّقْوى‏ مُنْتَهى‏ رِضَى اللَّهِ مِنْ عِبادِهِ وَ حاجَتُهُ مِنْ خَلْقِهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذى اِنْ اَسْرَرْتُمْ عَلِمَهُ وَ اِنْ اَعْلَنْتُمْ كَتَبَهُ؛(13)
نهایت خشنودى خداوند از بندگانش و خواسته او از آفریدگانش، تقواست، پس نسبت به خداوندى كه اگر پنهان كنید مى‏داند و اگر آشكار سازید مى‏نویسد تقوا داشته باشید.
 

13
امام على علیه السلام :
لا یَسْتَطیعُ اَنْ یَتَّقىَ اللَّهَ مَنْ خَاصَمَ؛(14)
هر كس ستیزه جوست، قدرت تقواى الهى را ندارد.
 

14
امام على علیه السلام :
اِنَّ لاَِهْلِ التَّقْوى‏ عَلاماتٍ یُعْرَفونَ بِها: صِدْقُ الْحَدیثِ وَ اَداءُ الاَْمانَةِ وَالْوَفاءُ بِالْعَهْدِ وَ قِلَّةُ الْفَخْرِ وَ الْبُخْلِ وَ صِلَةُ الاَْرْحامِ وَ رَحْمَةُ الضُّعَفاءِ وَ قِلَّةُ الْمُواتاةِ لِلنِّساءِ وَ بَذْلُ الْمَعْروفِ وَ حُسْنُ الْخُلْقِ وَ سِعَةُ الْحِلْمِ وَ اتِّباعُ الْعِلْمِ فیما یُقَرِّبُ اِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ طُوبى‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ وَ طُوبى‏ شَجَرَةٌ فِى الْجَنَّةِ اَصْلُها فى دارِ رَسُولِ اللَّه‏صلى الله علیه وآله ...؛(15)
امام على علیه السلام :
تقواپیشگان، نشانه‏هایى دارند كه با آنها شناخته مى‏شوند: راستگویى، امانتدارى، وفاى به عهد، كم فخر فروشى، كم بخل ورزیدن، صله رحِم، رحْم به ضعیفان، كم موافقت كردن با زنان، به همه نیكى كردن، خوش‏اخلاقى، بردبارى بسیار و پیروى از علم نزدیك كننده به خداوند. و آنان طوبى‏ و سرانجام نیك دارند. طوبى‏ درختى است كه ریشه آن در خانه پیامبر خداصلى الله علیه وآله است ... .
 

15
امام على علیه السلام :
خُلُوُّ الْقَلْبِ مِنَ التَّقْوى‏ یَمْلَؤُهُ مِنْ فِتَنِ الدُّنْیا؛(16)
دلى كه از تقوا خالى باشد، فتنه‏هاى دنیا آن را پُر كند.
 
16
امام على علیه السلام :
اَلْمُتَّقونَ اَنْفُسَهُمْ عَفیفَةٌ وَ حاجاتُهُمْ خَفیفَةٌ وَ خَیْراتُهُمْ مَأْمولَةٌ وَ شُرورُهُمْ مَأْمونَةٌ؛(17)
تقوا پیشگان، پاكدامن و كم خرج و زحمت‏اند و مردم به خیرشان امید دارند و از شرّشان در امانند.
 
17
امام على علیه السلام :
اَلتَّقىُّ سابِقٌ اِلى‏ كُلِّ خَیْرٍ؛(18)
تقوا پیشه، براى انجام هر كار خیرى سبقت مى‏گیرد.
 
18
امام على علیه السلام :
لَوْ اَنَّ السَّماواتِ وَ الاَْرْضَ كانَتا عَلى‏ عَبْدٍ رَتْقاً ثُمَّ اتَّقَى اللَّهَ لَجَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْهُما مَخْرَجاً وَ رَزَقَهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ؛(19)
اگر آسمان‏ها و زمین بر بنده‏اى بسته شوند و او تقواى الهى پیشه كند، خداوند حتماً راهى براى او مى‏گشاید و از جایى كه گمان ندارد، روزى‏اش مى‏دهد.
 
19
امام على علیه السلام :
لِلْمُتَّقى ثَلاثُ عَلاماتٍ: اِخْلاصُ الْعَمَلِ وَ قِصَرُ الاَْمَلِ وَ اغْتِنامُ الْمُهَلِ؛(20)
تقواپیشه، سه نشانه دارد: اخلاص در عمل، كوتاهى آرزو، و غنیمت شمردن فرصت‏ها.
 

20
امام على علیه السلام :
اَلْمُتَّقى مَیِّتَةٌ شَهْوَتُهُ مَكْظومٌ غَیْظُهُ فِى الرَّخاءِ شَكورٌ وَ فِى الْمَكارِهِ صَبورٌ؛(21)
تقواپیشه، هوا و هوسش مرده، خشمش فرو خورده، در آسایش شكرگزار و در سختى‏ها صبور است.
 
21
امام على علیه السلام :
اِنَّ الاَْتْقیاءَ كُلُّ سَخىٍّ مُتَعَفِّفٍ مُحْسِنٍ؛(22)
همه تقوا پیشگان سخاوتمند، پاكدامن و نیكوكارند.
 

22
امام على علیه السلام :
سادَةُ اَهْلِ الْجَنَّةِ الاَْتْقیاءُ الاَْبْرارُ؛(23)
سروران اهل بهشت، تقوا پیشگان نیكوكارند.
 
23
امام على علیه السلام :
كُونُوا بِقَبُولِ الْعَمَلِ اَشَدَّ اهْتِماماً مِنْكُمْ بِالْعَمَلِ فَاِنَّهُ لَنْ یَقِلَّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوى‏ وَ كَیْفَ یَقِلُّ عَمَلٌ تُقْبَلُ؛(24)
همّتتان براى پذیرفته شدن عمل، بیشتر از خود عمل باشد؛ زیرا عملى كه با تقوا همراه باشد، هرگز اندك نیست و چگونه اندك باشد عملى كه پذیرفته مى‏شود.
 
24
امام حسن مجتبى علیه السلام :
زَوِّجْها مِنْ رَجُلٍ تَقىٍّ فَاِنَّهُ اِنْ اَحَبَّها اَكْرَمَها وَ اِنْ اَبْغَضَها لَمْ یَظْلِمْها؛(25)
دخترت را به ازدواج مردى با تقوا درآور؛ زیرا اگر دخترت را دوست داشته باشد، گرامى‏اش مى‏دارد و اگر دوستش نداشته باشد به او ظلم نمى‏كند.
 

25
امام باقر علیه السلام :
اِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقى بِالتَّقْوى‏ عَنِ الْعَبْدِ ما عَزُبَ عَنْهُ عَقْلُهُ وَ یُجَلّى بِالتَّقْوى‏ عَنْهُ عَماهُ وَ جَهْلَهُ؛(26)
خداوند عزوجل به وسیله تقوا، انسان را از آنچه عقلش به آن نمى‏رسد حفظ مى‏كند و كور دلى و نادانى او را بر طرف مى‏سازد.
 
26
امام باقر علیه السلام :
اِنَّ اَهْلَ التَّقْوى‏ هُمُ الاَْغْنیاءُ اَغْناهُمُ الْقَلیلُ مِنَ الدُّنْیا، فَمَؤُونَتُهُمْ یَسیرَةٌ اِنْ نَسیتَ الْخَیْرَ ذَكَّروكَ وَ اِنْ عَمِلْتَ بِهِ اَعانوكَ؛(27)
ثروتمندان واقعى همان تقواپیشگانند كه اندك دنیا آنان را بى‏نیاز كرده و كم خرجند. اگر خیر و خوبى را فراموش كنى، به یادت مى‏آورند و اگر به آن عمل نمایى یارى‏ات مى‏رسانند.
 

27
امام صادق علیه السلام :
اِتَّقِ اللَّهَ حَیْثُ كُنْتَ فَاِنَّكَ لا تَسْتَوْحِشُ؛(28)
در هر حال كه هستى تقواى الهى پیشه كن تا هرگز احساس هراس و وحشت نكنى.
 

28
امام حسن عسكرى علیه السلام :
اِتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا زَیْناً وَ لا تَكونُوا شَیْناً؛(29)
تقواى الهى پیشه كنید و مایه افتخار و آبرو باشید نه مایه ننگ و شرمندگى.
 

29
امام على علیه السلام :
اِعْلَمُوا عِبادَ اللَّهِ اَنَّ الْمُتَّقینَ ذَهَبُوا بِعاجِلِ الدُّنْیا وَ آجِلِ الْآخِرَةِ فَشَارَكُوا أَهْلَ الدُّنْیا فى دُنْیاهُمْ وَ لَمْ یُشارِكْهُمْ اَهْلُ الدُّنْیا فى آخِرَتِهِمْ سَكَنُوا الدُّنْیا بِاَفْضَلِ ما سُكِنَتْ وَ اَكَلوها بِاَفْضَلِ مَا اُكِلَتْ فَحَظوا مِنَ الدُّنْیا بِما حَظِىَ بِهِ الْمُتْرَفونَ وَ اَخَذُوا مِنْها ما اَخَذَهُ‏
 

29
الْجَبابِرَةُ الْمُتَكَبِّرونَ ثُمَّ انْقَلَبُوا عَنْها بِالزَّادِ الْمُبَلِّغِ وَ الْمَتْجَرِ الرَّابِحِ اَصابُوا لَذَّةَ زُهْدِ الدُّنْیا فى دُنْیاهُم وَ تَیَقَّنُوا اَنَّهُم جیرانُ اللَّهِ غَداً فى آخِرَتِهِمْ لا تُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَةٌ وَ لا یَنْقُصُ لَهُمْ نَصیبٌ مِنْ لَذَّةٍ؛(30)
 امام على علیه السلام :
اى بندگان خدا، بدانید كه تقوا پیشگان هم از این دنیاى زود گذر و هم از آخرت كه مى‏آید بهره گرفتند، با مردم دنیا در كارهاى دنیوى شریك شدند، ولى مردم دنیا با ایشان در كارهاى اخروى شریك نشدند، (از راه حلال) در بهترین خانه‏ها زندگى كردند و از بهترین خوردنى‏ها خوردند. همان لذّتى را كه اهل ناز و نعمت از دنیا بردند، نصیبشان شد و از آن‏ كامیاب گردیدند آنسان كه جبّاران خودكامه كام گرفتند، سپس با توشه كافى و تجارت سودآور به جهان دیگر رفتند، لذّت بى‏رغبت بودن به دنیا را بردند، و یقین كردند كه در آخرت همسایگان خدایند. دعایشان بى‏جواب نمى‏ماند و بهره‏شان از لذت و خوشى كم نمى‏شود.
 

30
امام على علیه السلام :
اوصیكُمْ عِبادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّها الزِّمامُ وَ الْقَوامُ فَتَمَسَّكُوا بِوَثَائِقِهَا وَ اعْتَصِمُوا بِحَقَائِقِها تَؤُلْ بِكُمْ اِلى‏ اَكْنانِ الدَّعَةِ وَ اَوْطانِ السَّعَةِ وَ مَعاقِلِ الْحِرْزِ وَ مَنازِلِ الْعِزِّ... ؛(31)
 امام على علیه السلام :
اى بندگان خدا، شما را به تقواى الهى سفارش مى‏كنم، كه تقوا مهار است و مایه دوام، پس به ریسمان‏هاى استوار آن درآویزید و به حقایق آن چنگ زنید. كه شما را به نهانگاه‏هاى خوشى و سرزمین‏هاى گشایش و پناهگاه‏هاى امن و منزلگاه‏هاى عزّت، رهنمون خواهد شد.

 
31
امام على علیه السلام :
اِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمّا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْمَثُلاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوى‏ عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهاتِ؛(32)
آن كس كه حوادث عبرت‏آموز روزگار را به چشم ببیند و از آن پند پذیرد، تقوا او را از آلوده شدن به كارهاى شبهه‏ناك باز مى‏دارد.
 
32
امام على علیه السلام :
اِعْلَمُوا عبِادَ اللَّهِ اَنَّ التَّقْوى‏ دارُ حِصْنٍ عَزیزٍ، وَ الْفُجورَ دارُ حِصْنٍ ذَ لیلٍ لا یَمْنَعُ اَهْلَهُ وَ لا یُحْرِزُ مَنْ لَجَاَ اِلَیْهِ اَلا وَ بِالتَّقْوى‏ تُقْطَعُ حُمَّةُ الْخَطایا؛(33)
اى بندگان خدا، بدانید كه تقوا پناهگاهى نفوذناپذیر و استوار است و بدكارى و گناه، پناهگاهى سست، كه هر كس به آن پناه ببرد از آسیب در امان نمى‏ماند. آگاه باشید كه با تقوا مى‏توان تَب گناهان را قطع كرد.
 

33
امام على علیه السلام :
(اَلْمُتَّقونَ) لا یَرْضَوْنَ مِنْ اَعْمالِهِمُ القَلیلَ، وَ لا یَسْتَكْثِرونَ الْكَثیرَ، فَهُمْ لاَِنْفُسِهِمْ مُتَّهِمونَ وَ مِنْ اَعْمالِهِمْ مُشْفِقونَ؛(34)
تقواپیشگان، از كار كمِ خود راضى نیستند و كارهاى زیاد خود را، بسیار نمى‏شمارند، در نتیجه خودشان را زیر سؤال برده و محاكمه مى‏كنند و از كردار خود بیمناك‏اند.
 

34
امام على علیه السلام :
اَلْمُتَّقونَ فیها (فِى الدُّنیا) هُمْ اَهْلُ الْفَضائِلِ مَنْطِقُهُمُ الصَّوابُ وَ مَلْبَسُهُمُ الاِقْتِصادُ وَ مَشْیُهُمُ التَّواضُعُ؛(35)
تقواپیشگان، در دنیا اهل فضایلند، گفتارشان راست و درست، روششان میانه‏روى و رفتارشان متواضعانه است.
 

35
امام على علیه السلام :
اِتَّقُوا اللَّهَ فى عِبادِهِ وَ بِلادِهِ فَاِنَّكُمْ مَسْؤولونَ حَتّى‏ عَن البِقاعِ وَ الْبَهائِمِ؛(36)
تقواى الهى را درباره بندگان خدا و شهرهاى او رعایت كنید؛ زیرا حتى از اماكن و حیوانات از شما سؤال خواهد شد.
 

36
امام على علیه السلام :
مَنِ اتَّقَى اللَّهَ اَحَبَّهُ النَّاسُ؛(37)
هر كس تقواى الهى پیشه كند، مردم او را دوست خواهند داشت.
 

37
امام على علیه السلام :
اَلْمُتَّقونَ اَنْفُسُهُمْ قانِعَةٌ وَ شَهَواتُهُمْ مَیِّتَةٌ وَ وُجوهُهُم مُسْتَبْشِرَةٌ وَ قُلوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ؛(38)
تقواپیشگان، نَفْسى قانع، هوا و هوسى فروخفته، رویى گشاده و دلى اندوهگین دارند.


38
امام على علیه السلام :
خَیْرُ الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ فى خَصْلَتَیْنِ الْغِنى‏ وَ التُّقى‏ وَ شَرُّ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ فى خَصْلَتَیْنِ الْفَقْرِ وَ الْفُجورِ؛(39)
خیر دنیا و آخرت در دو خصلت بى نیازى و تقواست و شر دنیا و آخرت در دو خصلت نیازمندى و گناه است.
 

39
امام باقر علیه السلام :
وَ اللَّهِ ما شیعَتُنا اِلّا مَنِ اتَّقىَ اللَّهَ وَ اَطاعَهُ؛(40)
به خدا سوگند، شیعه ما فقط كسى است كه تقواى الهى دارد و خدا را اطاعت مى‏كند.
 
40
امام على علیه السلام :
اَلتَّقْوى‏ ظاهِرُهُ شَرَفُ الدُّنْیا وَ باطِنُهُ شَرَفُ الْآخِرَةِ ؛(41)
تقوا، ظاهرش شرافت دنیا و باطنش شرافت آخرت است.
 


1) سوره حجرات، آیه 13.
2) كنزالعمال، ح 5655 .
3) معانى الأخبار، ص 240 .
4) كافى، ج 2، ص 82 ، ح 4.
5) مشكاةالأنوار، ص 95.
6) تنبیه الخواطر، ج 2، ص 120 .
7) من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 395، ح 5840 .
8) كنزالعمال، ح 8474 .
9) من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 400، ح 5858 .
10) مكارم الاخلاق، ص 468.
11) كنزالفوائد، ص 164 .
12) نهج البلاغه، خطبه 176 .
13) غررالحكم، ح 3620 .
14) نهج البلاغه، حكمت 298 .
15) خصال، ص 483، ح 56 .
16) غررالحكم، ح 5078 .
17) غررالحكم، ح 1931.
18) كنزالفوائد، ص 128 .
19) غررالحكم، ح 7599.
20) غررالحكم، ح 7370 .
21) غررالحكم، ح 1998 .
22) غررالحكم، ح 3401.
23) غررالحكم، ح 5599.
24) كنزالعمال، ح 8496 .
25) مكارم الاخلاق، ص 204 .
26) كافى، ج 8 ، ص 52، ح 16.
27) تحف العقول، ص 287.
28) تفسیر على بن ابراهیم، ج 2 ، ص 147.
29) تحف العقول، ص 488.
30) نهج البلاغه، نامه 27 .
31) نهج البلاغه، خطبه 186 .
32) نهج البلاغه، از خطبه 16 .
33) نهج البلاغه، از خطبه 157.
34) نهج البلاغه، از خطبه 184 .
35) نهج البلاغه، از خطبه 184 .
36) نهج البلاغه، از خطبه 166 .
37) كشف الغمه، ج 3، ص 139 .
38) غررالحكم، ح‏1932.
39) نهح‏نهج‏البلاغه ابن‏ابى‏الحدید، ج‏20، ص‏301، ح‏446.
40) كافى، ج 2، ص 74، ح 3.
41) غررالحكم، ح 1990 .

 


چهارشنبه 12 آبان 1389

13آبان ماه

   نوشته شده توسط: امیر    

فرارسیدن روز13آبان بر همه ی ایرانی های گرامی بادددددددددددددد...


تعداد کل صفحات: 4 1 2 3 4